پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳۵

حضور می طلبی سینه را مصفا کن

گهر پرست تو گنجینه را مصفا کن

ز خانه بصفا میهمان نگردد کم

همین تو سعی کن آیینه را مصفا کن

مه از گرفتگی آمد برون به جام زدن

تو هم به جام زدن سینه را مصفا کن

دگر برای چه روزست باده روشن؟

ز تیرگی شب آدینه را مصفا کن

نظر به صافی چشمه است جویباران را

به دشمنان دل پر کینه را مصفا کن

ذلیل می شود از رقعه طمع درویش

ز پینه خرقه پشمینه را مصفا کن

به لوح ساده توان کرد حسن را تسخیر

ز جوهر آینه سینه را مصفا کن

هلال آینه روشن است صائب حسن

تو همچو صبح همین سینه را مصفا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۸ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۹کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴۰قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴۱به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴۲به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴۳ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴۴هوای جام صبوح و می شبانه مکن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.