پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۹

ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟

خوش آن چراغ کز او هر سرا شود روشن

به گرد دیر و حرم دل به دست می گردیم

چراغ مرده ما تا کجا شود روشن

چه غم ز تیرگی خانه صدف دارد؟

دلی که همچو گهر از صفا شود روشن

ز تندباد حوادث نمی شود خاموش

دلی که از نفس گرم ما شود روشن

چنان به سرعت ازین تیره خاکدان گذرم

که شمع کشته ام از نقش پا شود روشن

چنین که تیره شده است از غبار خاطر من

مگر به صبح قیامت هوا شود روشن

غبار حادثه از یکدگر نمی گسلد

چگونه آینه سینه ها شود روشن؟

مگر ز پرتو اقبال ذره پرور عشق

چراغ صائب بی دست و پا شود روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۶بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۷دمید صبح، سر از خواب بیخودی برکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۸ترا که گفت وطن زیر چراغ اخضر کن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.