پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۶

مباش درصدد بی شمار خندیدن

که صبح باخت نفس از دوبار خندیدن

دل از گشایش لبها چو پسته نگشاید

خوش است از ته دل غنچه وار خندیدن

یکی هزار کند نقد زندگانی را

به روی سوختگان چون شرار خندیدن

جهان به چشم حسودان سیاه می سازد

چو لاله با جگر داغدار خندیدن

درآ به عالم سختی کشان و عشرت کن

که ریخته است درین کوهسار خندیدن

بود گشادن آغوش در وداع حیات

درین زمانه ناپایدار خندیدن

فریب عشرت دنیا مخور که بی دردی است

برون نرفته ازین نه حصار خندیدن

نمود آب عقیق ترا غبارآلود

ز زیر لب به من خاکسار خندیدن

دهان غنچه و چشم ستاره و لب صبح

گذاشتند به آن گلعذار، خندیدن

خبر نیافته ز انجام کار خود صائب

ز غفلت است در آغاز کار خندیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۴شکوه عشق جهانگیر را تماشا کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۵حضور می طلبی سینه را مصفا کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.