پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۲

مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن

چه دل گشایدم از گرد باغ گردیدن؟

نظر ز روی تو خورشید برنمی دارد

اگر چه خوب تر از خود نمی توان دیدن

دو شیوه است گل و نرگس ریاض بهشت

شنیدن و نشنیدن، ندیدن و دیدن

بپوش چشم ز اوضاع روزگار که نیست

لباس عافیتی به ز چشم پوشیدن

ریاض حسن ترا دورباش حاجت نیست

که دست می رود ازکار، وقت گل چیدن

مخند هرزه که از عمر صبح روشن شد

که تیغ رشته عمرست هرزه خندیدن

توان ز غره آغاز کارها صائب

به روشنایی دل، سلخ عاقبت دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۴خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.