پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۳

زکات صحت جسم است خسته پرسیدن

نگاهبانی عمرست پیش پا دیدن

اگر چه خواب ترا نیست بخت بیداری

مدار دست ز تمهید چشم مالیدن

به هیچ عذر نمانده است دسترس ما را

به غیر ناخن خجلت زمین خراشیدن

چه میوه های گلوسوز در قفا دارد

به خاک ره زر خود چون شکوفه پاشیدن

مشو ز لغزش پا ناامید در ره عشق

که قطع می شود این ره به پای لغزیدن

خموش باش که سنجیدگان عالم را

سبکسری است به میزان خویش سنجیدن

بپوش چشم خود از عیب مردمان صائب

ترا که نیست میسر برهنه پوشیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.