پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۴

خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن

به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن

جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار

که در بهشت حلال است باده نوشیدن

کنون که شیشه می مالک الرقاب شده است

ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن

دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست

شراب خوردن و در پای یار غلطیدن

پیاله از کف ساقی به ناز می گیرم

درین بهار که دارد دماغ گل چیدن؟

به غیر عشق که هر روز سخت تر گردید

کدام کار که آسان نشد به ورزیدن؟

لباس شهرت شمع است جامه فانوس

به راز عشق محال است پرده پوشیدن

به اشک و آه اگر دسترس بود صائب

خوش است دامن شب را به دست پیچیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳۱رواق چرخ شد از شمع کلک من روشن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳۲نظر به زلف و خط آن بهشت سیما کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۳به آب و گل چه فرو رفته ای نظر وا کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.