پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۱

خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن

اسیر پنجه تقدیر بایدم بودن

شکست جوهر دل را زیاده می سازد

چرا ز حاده دلگیر بایدم بودن؟

ز جستجو نشود جز غبار دل حاصل

چو نقش پای، زمین گیر بایدم بودن

زمان مهلت دور سپهر چندان نیست

که روز و شب بی تعمیر بایدم بودن

به هیچ سلسله مجنون من نمی سازد

ز پیچ و تاب به زنجیر بایدم بودن

درین زمانه که کردار، محض گفتارست

خموش چون لب شمشیر بایدم بودن

به خامشی دهم الزام همنشینان را

اگر به مجلس تصویر بایدم بودن

به خواب غفلت اگر عمر بگذرد زان به

که در کشاکش تعبیر بایدم بودن

نشد گشاده دلی از نوای من، تا چند

نسیم غنچه تصویر بایدم بودن؟

ز آستان قناعت قدم برون ننهم

ز زندگانی اگر سیر بایدم بودم

به پیش همچو خودی چون کمان نگردم خم

اگر نشانه صد تیر بایدم بودن

وصال را چه کنم با حجاب، کم داغی است

که خشک در قدح شیر بایدم بودن؟

نشد ز بخت جوان چون گشایش صائب

مراقب نفس پیر بایدم بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲۳زکات صحت جسم است خسته پرسیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۴خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲۷مکن تعجب اگر شد چراغ ما روشن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲۸چنان که سرمه سواد نظر کند روشن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲۹ز نور شمع چه مقدار جا شود روشن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳۰مرا ز لاله چراغ نظر شود روشن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.