پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۷

خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن

به خواب، مخمل بی درد را رها کردن

درین ریاض، سرانجام بال پروازست

چو غنچه پیرهن خویش را قبا کردن

چه عقده وا کند از دل جهان پست مرا؟

گره به ناخن پا مشکل است وا کردن

به کیش راه شناسان، نرفتن است صواب

به آن رهی که توان روی بر قفا کردن

در آن مقام که دریا کف آورد بر لب

سبکسری است تظلم به ناخدا کردن

به تخته پاره تسلیم خویش را برسان

که مشکل است درین بحر آشنا کردن

چنین که گرد علایق تراست دامنگیر

سفر ز خود نتوانی به هیچ جا کردن

چنان به خانه فرو رفته ای که ممکن نیست

ترا ز خانه خود چون کمان جدا کردن

ز قید محکم هستی کجا برون آیی؟

ترا که بند قبا مشکل است وا کردن

نمی توان ز دل من کشید پیکان را

که مشکل است دو دل را ز هم جدا کردن

وبال توست درین گلخن آنچه خواهی کرد

به غیر آینه خویش با صفا کردن

خوشم به سوختگی ها که کرده است مرا

چو تخم سوخته فارغ ز آسیا کردن

به جوی شیر توجه نمی کند عاشق

به استخوان نتوان صید این هما کردن

نظر به سرمه مردم سیه مکن صائب

به گریه تا بتوان دیده را جلا کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱۹گرفتم این که نظر باز می توان کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲۰ز عشق صبر تمنا نمی توان کردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲۱خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲۲مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲۳زکات صحت جسم است خسته پرسیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲۴خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ز سینه غم به می ناب می توان چیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۲۶مباش درصدد بی شمار خندیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.