پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۱۳

به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن

ازین کمند به افلاک می توان رفتن

به نیم چشم زدن، زین جهان به آن عالم

ز شاهراه دل چاک می توان رفتن

ازین جهان پر از دود و گرد، برگردون

به نور شعله ادارک می توان رفتن

چراغی از دل روشن اگر به دست آری

دلیر در جگر خاک می توان رفتن

امید گوشه چشمی اگر ز قاتل هست

به چشم حلقه فتراک می توان رفتن

اگر تو از سبکی لنگری به کف آری

به روی بحر چو خاشاک می توان رفتن

وگر چو موج عنان را ز دست بگذاری

به بحرهای خطرناک می توان رفتن

چنان به طول امل خوشدلی که پنداری

ازین کمند به افلاک می توان رفتن

مجردانه اگر زیست می کنی صائب

مسیح وار بر افلاک می توان رفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱۵به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱۶گشوده است در فیض رخنه دیوار
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱۷خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱۸ز دور تا بتوان سیر گلستان کردن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱۹گرفتم این که نظر باز می توان کردن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲۰ز عشق صبر تمنا نمی توان کردن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲۱خجل ز کوشش تدبیر بایدم بودن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۲۲مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.