پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۸

مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان

حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان

نمی شود ز سیه خانه لیلی ما دور

همیشه زیر سیاهی است داغ سوختگان

ز جام لاله سیراب شد مرا روشن

که می ز خویش برآرد ایاغ سوختگان

بهار تازه کند داغ تخم سوخته را

ز می شکفته نگردد دماغ سوختگان

ز لاله زار دلم تا شکفت دانستم

که مرهم دگران است داغ سوختگان

ز نور زنده دلی آب زندگی خورده است

ز باد صبح نمیرد چراغ سوختگان

چه نعمتی است ندارند بیغمان صائب

خبر ز چاشنی درد و داغ سوختگان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱۰اگر چه خاک کند کشته از نظر پنهان
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱۱نمی شود سخن راست در دهان پنهان
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱۲زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱۳به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱۴سخن ز مهر و وفا با تو بی وفا گفتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱۵به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۱۶گشوده است در فیض رخنه دیوار
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۱۷خوش است مشق قناعت ز بوریا کردن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.