پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۵

غنچه از باده نگردد گل خمیازه من

چشم مخمور بود رشته شیرازه من

نه ز زهدست اگر لب نگذارم به شراب

ساغری نیست درین بزم به اندازه من

از کواکب نشود دفع خمارم چون صبح

رطل خورشید کند چاره خمیازه من

چون شود گرم سفر کلک سخن پردازم

نرسد برق سبک‌سِیر به جمّازه من

سخنانی که ازآن تازه شدی جان کهن

گشت تقویم کهن از سخن تازه من

گرچه زآهستگی آواز مرا کس نشنید

گوش تا گوش جهان پر شد از آوازه من

نامه را گر چمن خلد کند نیست عجب

سبز شد خامه خشک از سخن تازه من

شود از بی خبری جمع حواسم صائب

خط پیمانه بود رشته شیرازه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸غم دنیا نبود در دل دیوانه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.