پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۸

غم دنیا نبود در دل دیوانه من

دیو را راه نباشد به پریخانه من

من و سیری ز عقیق لب خوبان، هیهات

خشکتر می شود از می لب پیمانه من

بر سیه خانه لیلی نزد برق اینجا

به چه امید کند نشو و نما دانه من

می کند سیل فرامش سفر دریا را

دلنشین است ز بس گوشه ویرانه من

از گهر حوصله بحر نمی گردد تنگ

سنگ طفلان چه کند با دل دیوانه من؟

کی شود جامه فانوس حجاب من و شمع؟

پرده شرم نشد مانع پروانه من

از فروغش جگر ابر گریبان زد چاک

با صدف تا چه کند گوهر یکدانه من

خم می را که زمین گیر گرانجانی هاست

آسمان سیر کند نعره مستانه من

عاقبت پیر خرابات ز بی پروایی

ریخت پیش بط می سبحه صد دانه من

نیست ممکن که نبازد دل و دین را صائب

هر که آید به تماشای صنمخانه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.