پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۷

گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من

پرده چشم غزال است سیه خانه من

گرد هستی نشسته است به کاشانه من

می رود سیل سبکبار ز ویرانه من

برق جایی که ز خرمن به تغافل گذرد

به چه امید برآید ز زمین دانه من؟

بحر را موج به زنجیر اقامت نکشد

چه کند سلسله با شورش دیوانه من؟

گرچه این میکده از خون جگر لبریزست

باده ای نیست به اندازه پیمانه من

هر زبانی که ازو زهر ملامت ریزد

سایه بید بود بر سر دیوانه من

می کشد دامن رعنایی فانوس به خاک

شمع در حسرت خاکستر پروانه من

دیده شیر چراغ سر بالین من است

پرده چشم غزال است سیه خانه من

فارغ از دردسر هستی ناقص گردد

هر که مالد به جبین صندل بتخانه من

صائب از حوصله هوش برآید فریاد

چون برآید ز جگر ناله مستانه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.