پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۹

نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من

گریه شسته است به طفلی خط پیشانی من

زلف چون حاشیه بر گرد سرش می گردد

در کتابی که بود شرح پریشانی من

چون رگ سنگ، زمین گیر گران پروازی است

مژه در دیده آسوده حیرانی من

می دهد حیرت سرشار من از حسن تو یاد

رتبه گنج عیان است ز ویرانی من

هر چه در خاطر من می گذرد می دانند

سادگی آینه بسته است به پیشانی من

در خزان ناله رنگین بهاران دارند

بلبلان چمن از سلسله جنبانی من

شعله شوخ به فانوس مقید نشود

اطلس چرخ بود داغ ز عریانی من

شرر از سنگ برون آمد و من در خوابم

سنگ بر سینه زند دل ز گرانجانی من

گرچه تلخ است درین باغ مذاقم صائب

گوش گل، تنگ شکر شد ز غزلخوانی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۸راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.