پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۹۱

نشود دام رهم جلوه هر تر دامن

می کشد موجه من از کف کوثر دامن

با جگر سوختگان صحبت من درگیرد

نزنم همچو شرر دست به هر تردامن

نیست یک شب که به قصد دل مینایی من

آسمان سنگ کواکب نکند در دامن

دست در دامن خورشید سبکسیر نزد

بر کمر هر که نزد چون مه انور دامن

هر که خواهد که درین باغ سرافراز شود

پای چون سرو همان به که کشد در دامن

تا گلی بر سر شاخ است درین عبرتگاه

نزند بر کمر این طارم اخضر دامن

جلوه نشو و نما بی مدد غیر خوش است

می کشد سرو من از منت کوثر دامن

پنجه زور جنون وقف گریبان من است

غنچه را چون نفتد چاک (حسد در) دامن؟

خلق خوش عود بود انجمن مردان را

چون زنان پهن مکن بر سر مجمر دامن

آنقدر خامه صائب گهرافشانی کرد

که شد از گوهر او خاک توانگر دامن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۸راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۹غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۰۰شور عشق از دل دیوانه نیاید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.