پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۹۰

من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟

در چنین وقت کجا می رسد آواز به من؟

بود بر طاق عدم حقه فیروزه چرخ

عشق آن روز که واکرد سر راز به من

تا ره ناقه لیلی به بیابان افتاد

هر سر خار جداگانه کند ناز به من

هست در بی خبری مصلحت چند مرا

ورنه از رفتن دل می رسد آواز به من

یوسف آن نیست که گردد به خریدار گران

من نه آنم که مرا عشق دهد باز به من

شهپر برق ز همراهی من سوخته است

کیست امروز کند دعوی پرواز به من؟

چه خیال است که در باده کند کوتاهی؟

داد آن کس که دل میکده پرداز به من

صید من گرچه ضعیف است، ولی از دهشت

غنچه گردد چو رسد چنگل شهباز به من

شرم عشق است مرا مانع جرأت صائب

ورنه دلدار محال است کند ناز به من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۸راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۹غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.