پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۴

می کند آن که علاج دل بیچاره من

کاش می داشت خبر از دل آواره من

از تماشای دو عالم نشود سیر نگاه

هر که گردید بدآموز به نظاره من

بس که سیراب شد از گریه من، می آید

کار سنگ یده از مهره گهواره من

باده آتش، پر پروانه بود پرده شرم

این سخن را بچشانید به میخواره من

صائب از اهل وفا پاک شد آفاق و هنوز

از جفا سیر نشد یار جفاکاره من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸غم دنیا نبود در دل دیوانه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.