پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۳

لب به نیسان نگشاید صدف دیده من

لنگر بحر بود گوهر سنجیده من

از پر کاه جهان همت من مستغنی است

التجا پیش خسیسان نبرد دیده من

دل آزاد من و گرد علایق، هیهات

خار خون می خورد از دامن برچیده من

برق با سوخته خرمن چه تواند کردن؟

غم عالم چه کند با دل غم دیده من؟

نسبت من به غزالان سبکسیر خطاست

نرسد سیل به گرد دل رم دیده من

مژده وقت است که چون مور برآرد پروبال

بس که از شوق تو پرواز کند دیده من

به نسیمی ز هم اوراق دلم می ریزد

به تأمل گذر از نخل خزان دیده من

بر سر حرف میارید دل تنگ مرا

مگشایید سر نامه پیچیده من

خواب سنگین من از آب گرانتر گردید

زنگ آیینه بود سبزه خوابیده من

می کند جلوه پیراهن یوسف صائب

پیش صاحب نظران دیده پوشیده من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸غم دنیا نبود در دل دیوانه من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.