پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸۲

عاشق سلسله زلف گرهگیرم من

روزگاری است که دیوانه زنجیرم من

نکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاه

محو یک نقش چو آیینه تصویرم من

مرغ بی پر به چه امید قفس را شکند؟

ورنه دلتنگ ازین عالم دلگیرم من

داد آرام در آغوش هدف خواهم داد

در کمانخانه افلاک اگر تیرم من

نشود دیده من باز چو بادام به سنگ

بس که از دیدن اوضاع جهان سیرم من

راست گفتاری من رایت اقبال من است

همچو صبح از نفس صدق، جهانگیرم من

در و دیوار شود بال و پر وحشت من

نیست از غفلت اگر در پی تعمیرم من

هست با مردم دیوانه سر و کار مرا

دل همان طفل مزاج است اگر پیرم من

بهر آزادی من شب همه شب می نالد

بس که از بی گنهی بار به زنجیرم من

گرچه صائب شود از من گره عالم باز

عاجز قوت سر پنجه تقدیرم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۴می کند آن که علاج دل بیچاره من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸غم دنیا نبود در دل دیوانه من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.