پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۱

نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن

که سخن را صله ای نیست به از فهمیدن

می خلد بیشتر از شیون ماتم در دل

سخن آهسته نگفتن، به صدا خندیدن

لب خاموش مرا بر سر حرف آوردن

هست احوال ز بیمار گران پرسیدن

خار از چیدن دامن، گل بی خار شود

پرده عیب جهان است نظر پوشیدن

عید و نوروز به مردم چه مبارک می بود

چشم وادید نمی داشت گر از پی، دیدن

حرص را بستر آرام نمی گردد مرگ

مار را پیچ و خم افزون شود از خوابیدن

کیست در وادی ایجاد به گمراهی من؟

که نشان قدمم محو شد از لغزیدن

غافلان را نبود بهره ای از عالم غیب

پای خوابیده چه در خواب تواند دیدن؟

از گرانسنگی کوه گنه خود شادم

که به میزان قیامت نتوان سنجیدن

سبک از خشم نگردند گران تمکینان

که محال است شود بحر کم از جوشیدن

آب تا بود دلم، در دل دریا بودم

کرد از بحر مرا دور، گهر گردیدن

بال مرغان گلستان شودش دست دعا

هر که قانع شود از چیدن گل با دیدن

چین بر ابرو مزن از موج حوادث صائب

که دودم می شود این تیغ ز سر پیچیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۳سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۴پرده عیب جهان است نظر پوشیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹خون پامال بود شبنم گلزار وطن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸۰خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.