پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۷

کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن

رو نکردن ترش از تلخ، شکر خندیدن

شیوه زنده دلان است درین باغ چو گل

همه شب غنچه شدن، وقت سحر خندیدن

می کند خرده جان سفری را باقی

بر رخ سوختگان همچو شرر خندیدن

بسته لب باش که چون غنچه گل می افتد

رخنه در قصر حیات تو ز هر خندیدن

چه کند سختی ایام به ما بی خبران؟

رخنه در قصر حیات تو ز هر خندیدن

چه کند سختی ایام به ما بی خبران؟

کار کبک است به هر کوه و کمر خندیدن

آنچنان در دهن تیغ به رغبت بروم

که فراموش کند صبح ظفر، خندیدن

جای خنده است که در عهد شکرخنده او

پسته در پوست کند مشق شکر خندیدن

زان سر تیر یکی غنچه، یکی خندان است

تا بدانی که نباشد ز دو سر خندیدن

از نکویان همه ختم است بر آن زهره جبین

بی دهن بر رخ ارباب نظر خندیدن

ای که از آب عقیق تو فلک سرسبزست

نیست انصاف بر این تشنه جگر خندیدن

صائب از عاقبت خنده بیندیش که صبح

غوطه در خون جگر زد ز شکر خندیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹خون پامال بود شبنم گلزار وطن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۰خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۱روی از خلق نگردانده به حق روی مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۲عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸۳لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸۴می کند آن که علاج دل بیچاره من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.