پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۶

نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن

یا ازین زمزمه دلگیر توان گردیدن

می توان گشت به گفتار جهانگیر، ولی

نیست ممکن که دهانگیر توان گردیدن

آنچه از زخم زبان بر سر مجنون آمد

معتکف در دهن شیر توان گردیدن

هست در هر نظری حسن ترا جلوه خاص

از تماشای تو چون سیر توان گردیدن؟

در طلب باش که هر چند سر آید روزت

تازه چون صبح به شبگیر توان گردیدن

نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه

سرزمینی که زمین گیر توان گردیدن

بر جنون زن که غزالان همه رام تو شوند

چند دنباله نخجیر توان گردیدن؟

مشت آب و گل ما را فلک سفله نداد

آنقدر وقت که همگیر توان گردیدن

چه شوی در دل فولاد حصاری، چو ترا

جوهری هست که شمشیر توان گردیدن

گر شوی صائب از اندیشه نازک چو هلال

همچو خورشید جهانگیر توان گردیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹خون پامال بود شبنم گلزار وطن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۰خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۱روی از خلق نگردانده به حق روی مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸۲عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸۳لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸۴می کند آن که علاج دل بیچاره من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.