پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۹

خون پامال بود شبنم گلزار وطن

دهن گرگ بود رخنه دیوار وطن

این زمان پنجه شیرست به خونریزی من

خارخاری که به دل بود ز گلزار وطن

سبزه در زیر سر سنگ ترقی نکند

قدمی پیش نه از سایه دیوار وطن

اول از گوهر من آب طراوت می ریخت

خونم افسرده شد از سردی بازار وطن

می زند دیده غربت به هوایت پر و بال

چند چون کاه دهی پشت به دیوار وطن؟

به عزیزان وطن، یوسف خود را مفروش

که زر قلب بود نقد خریدار وطن

پیر کنعان نه غلط باخت که بینش را باخت

واکند چند کسی چشم به دیدار وطن؟

سینه خویش به روشنگر غربت برسان

تا به کی صبر کنی در ته زنگار وطن؟

در سفر محنت چه زود به سر می آید

همه عمر به چاه است گرفتار وطن

سرمه چشم بود خاک غریبی صائب

همچو کوران چه کشی دست به دیوار وطن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸۱روی از خلق نگردانده به حق روی مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸۲عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸۳لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۸۴می کند آن که علاج دل بیچاره من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸غم دنیا نبود در دل دیوانه من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.