پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۳

سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن

روح را گرم کند خنده به دل دزدیدن

خاطر جمع و پریشان نظری هیهات است

شانه زلف حواس است پریشان دیدن

دیدن بحر به پوشیدن چشمی بندست

چشم هر چند ز دریا نتوان پوشیدن

رزق هر چند که چون سیل بهاران آید

آسیا را نشود سنگ ره نالیدن

پوست پوشیده به جولانگه لیلی رفتم

در ره عشق ز مجنون نتوان لنگیدن

صائب از پیچ و خم زلف سخن مویی شد

اینقدر نیز نباید به سخن پیچیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹خون پامال بود شبنم گلزار وطن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۸۰خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸۱روی از خلق نگردانده به حق روی مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸۲عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.