پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷۰

پیش غافل سخن از پند و نصیحت راندن

هست بر صورت دیوار گلاب افشاندن

ابجد مشق جنون من سودازده است

خط دیوانی زنجیر، مسلسل خواندن

نیست ممکن که ز ریزش نشود دخل افزون

دانه در خاک یکی صد شود از افشاندن

عمر زود از دم نشمرده به انجام رسد

ختم قرآن شود آسان ز ورق گرداندن

نکشد پای به خواری ز در خلق حریص

خیرگی را ز مگس دور نسازد راندن

جز دل من که به افتادگی این دولت یافت

نرسیده است به منزل کسی از واماندن

ما که بهر تو شدیم از دو جهان روگردان

از مروت نبود روی ز ما گرداندن

چه شود گر شود از روی تو چشمی روشن؟

نشود روشنی شمع کم از گیراندن

چون لب لعل تو آورد خط سبز برون؟

نشود آب گهر سبز اگر از ماندن

نکند برگ نهان نکهت گل را صائب

گشت بی پرده مرا راز دل از پوشاندن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۲بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۳سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷۴پرده عیب جهان است نظر پوشیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹خون پامال بود شبنم گلزار وطن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.