پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶۹

گر چو شبنم دل خود آب توانی کردن

بر سر بستر گل خواب توانی کردن

این خیالات پریشان که ترا در نظرست

در ته خاک کجا خواب توانی کردن؟

پشت بر قبله حق تا نکنی، هیهات است

روی در خلق چو محراب توانی کردن

جگر سوخته حرص به دریا خشک است

این نه ریگی است که سیراب توانی کردن

از گل جسم اگر پای تو بیرون آید

سیرها با دل بی تاب توانی کردن

آنقدر خشک نگشته است کباب دل تو

که نمکسود ز مهتاب توانی کردن

نکند ساحل اگر موج ترا هرزه مرس

سیر در خویش چو گرداب توانی کردن

آن زمان بر تو مسلم شود آتش نفسی

که دلی را به سخن آب توانی کردن

چون صدف پاک کنی گر دهن خود صائب

مخزن گوهر شاداب توانی کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۱نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۲بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷۳سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷۴پرده عیب جهان است نظر پوشیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.