پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶۸

توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟

من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟

رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست

به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن؟

چون نیاید به نظر حسن لطیفی که تراست

خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟

نه چنان دور و درازست ترا زلف که من

کوته این راه به شبگیر توانم کردن

عشق آن روز شود در دل صد چاک نهان

که نیستان قفس شیر توانم کردن

غمزه بد مست و نگه خونی و مژگان خونریز

چون تماشای رخت سیر توانم کردن؟

حسن خودرای تو رم می کند از سایه خویش

چون ترا رام به تدبیر توانم کردن؟

نه چنان دل به تو ای مورمیان پیوسته است

که جدا از تو به شمشیر توانم کردن

دیده ای را که نمی شد ز تماشای تو سیر

بی تماشای تو چون سیر توانم کردن؟

چون نیاید به زبان آنچه مرا در دل هست

ز اشتیاق تو چه تقریر توانم کردن؟

عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق

بیش ازان است که تحریر توانم کردن

صائب از حفظ نظر عاجزم از روی نکو

برق را گرچه به زنجیر توانم کردن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷۰پیش غافل سخن از پند و نصیحت راندن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷۱نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۷۲بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۷۳سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۷۴پرده عیب جهان است نظر پوشیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.