پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۵۴

عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن

نیست کنجی که قناعت نبود بهتر از آن

طرف صحبت اگر خضر و مسیحا باشد

صحبتی نیست که خلوت نبود بهتر ازان

مادر شکر به حسن طلب است آبستن

نیست شکری که شکایت نبود بهتر از آن

شرم از هر سر مو تیغ زبانی دارد

نیست عذری که خجالت نبود بهتر از آن

نیست در سلسله چشمه حیوان موجی

که دم تیغ شهادت نبود بهتر از آن

نیست در خاک وطن خاطر جمعی صائب

که پریشانی غربت نبود بهتر ازان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۵۶ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۵۷نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۵۸چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵۹می دهم گرچه به ظاهر چو قلم داد سخن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶۰چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۶۱دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۶۲در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶۳نیست مقدور علاج غم دنیا کردن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.