پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶۰

چند دندان تأمل به جگر افشردن؟

چون صدف اشک فرو خوردن و گوهر کردن

چون قلم تا سر خود را ننهی بر کف دست

نتوان وادی خونخوار سخن سر کردن

تا قدم دایره سان بر سر خود نگذاری

معنی از عالم بالا نتوان آوردن

تا چون چوگان نشود قامتت از فکر سخن

از حریفان نتوان گوی فصاحت بردن

آن ازین کوچه برد سر به سلامت بیرون

که سر سخت ز هر سنگ تواند خوردن

هر که سر در سر معنی نکند همچو قلم

به که ناموس تخلص نکشد بر گردن

سخنی کز سر اندیشه نباشد پوچ است

شعر پر مغز نگردد ز دهن پر کردن

سخن آن است که چون پرده ز رخسار کشد

رنگ از چهره یاقوت تواند بردن

ارج اهل سخن این بس، که به افلاک رسید

شعله شهرت این طایفه بعد از مردن

در گذر صائب ازین مرحله آتش خیز

بیش ازین پای در آتش نتوان افشردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۶۲در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۶۳نیست مقدور علاج غم دنیا کردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۶۴باده با حوصله ما چه تواند کردن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۶۵آه با دیده اختر چه تواند کردن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶۶با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۶۷آه ما با دل جانان چه تواند کردن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۶۸توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶۹گر چو شبنم دل خود آب توانی کردن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.