پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶۲

در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن

نتوان غنچه پیکان به نفس وا کردن

پرده چهره مقصود سیه کاری توست

سعی کن سعی در آیینه مصفا کردن

غوطه در خار دهد دیده کوته بین را

گل بی خار ازن باغ تمنا کردن

روی چون سرو سوی عالم بالا آور

تا میسر شودت مصرعی انشا کردن

هر که از حرف جهان روزه مریم گیرد

می تواند به نفس کار مسیحا کردن

سر مکش از خط تسلیم درین بحر که موج

بوسه زد بر لب ساحل ز کمر وا کردن

هر که دولت پی دنیا طلبد چون طفلی است

که بلندی طلبد بهر تماشا کردن

برق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد

اختیاری نبود عشق هویدا کردن

عجز گستاخ کند خصم زبون را صائب

نتوان با فلک سفله مدارا کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۶۴باده با حوصله ما چه تواند کردن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۶۵آه با دیده اختر چه تواند کردن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۶۶با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۶۷آه ما با دل جانان چه تواند کردن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶۸توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۶۹گر چو شبنم دل خود آب توانی کردن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷۰پیش غافل سخن از پند و نصیحت راندن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۷۱نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.