پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۴۸

منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون

که ریزد خون خود صیدی که آید از حرم بیرون

چه کشتی ها که از آب گهر می گشت طوفانی

عقیق آبدار او اگر می داد نم بیرون

تو چون در جلوه آیی از که می آید عنانداری؟

که دنبال تو از بتخانه می آید صنم بیرون

مجو از بی زبانان محبت ناله پردازی

که اینجا بی صریر از خامه می آید رقم بیرون

زمین چون آسمان در دیده ها می بود زنگاری

اگر می داد چون آیینه دلها زنگ غم بیرون

ندارد دانه ای جز خوردن دل دام صحبت ها

منه تا ممکن است از گوشه عزلت قدم بیرون

مشو غافل ز آه عجز با هر کس طرف باشی

که باشد فتح ازان جانب که آید این علم بیرون

دل صد چاک را از آه چون مانع توانم شد؟

که می آید به قدر شق سیاهی از قلم بیرون

میسر نیست تاب از زلف بردن لاله رویان را

کجا از موی آتش دیده آید پیچ و خم بیرون؟

کدامین بی خبر زد بر دل مجروح من خود را؟

که می آیدنفس از سینه چون تیغ دودم بیرون

سبکدستی که شوید گرد غم از دل نمی یابم

مگر تاک آورد از آستین دست کرم بیرون

نگردد راست هر پشتی که از منت دو تا گردد

نبرد از ماه نو صائب نشاط عید خم بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۵۰چو آید از چمن آن یوسف گل پیرهن بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۵۱شنیدم دختر رز را ز محفل کرده ای بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۵۲نیم غمگین که مرگ آرد مرا از زندگی بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵۳اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۵۴عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۵۵آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۵۶ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۵۷نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.