پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۵۲

نیم غمگین که مرگ آرد مرا از زندگی بیرون

ازین داغم که می آرد ز شغل بندگی بیرون

چنین کز قطع راه زندگانی مانده گردیدم

مگر خواب اجل آرد مرا از ماندگی بیرون

تهیدستی است بر اهل کرم از کوه سنگین تر

نیارد از گرانی ابر را بارندگی بیرون

کند همصحبت بد در نظرها خوار نیکان را

پر طاوس را پا آرد از زیبندگی بیرون

تواضع می فزاید رتبه ارباب دولت را

ز غلطانی نیاید گوهر از ارزندگی بیرون

ز پیری می کشد از ظلم دست خویش هم ظالم

خمیدن تیغ را آرد گر از برندگی بیرون

برآورد آن که از دوزخ من آلوده دامان را

مرا ای کاش می آورد از شرمندگی بیرون

رگ گردن فزود از طوق قمری سرو را صائب

ز رعنایی نیارد سرکشان را بندگی بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۵۴عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۵۵آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۵۶ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵۷نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۵۸چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۵۹می دهم گرچه به ظاهر چو قلم داد سخن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۶۰چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶۱دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.