پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

قصاید و قطعات

۲۰۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - قصیده ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را
  2. شمارهٔ ۲ خیز ای دل زین برافگن مرکب تحویل را
  3. شمارهٔ ۳ نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را
  4. شمارهٔ ۴ ای که اطفال به گهواره درون از ستمت
  5. شمارهٔ ۵ روزگار ای بزرگ چاکر تست
  6. شمارهٔ ۶ تلخ کرد از حدیث خویش طبیب
  7. شمارهٔ ۷ چند گویی که بیا تا بر وزانت برم
  8. شمارهٔ ۸ ای برآراسته از لطف و سخا معدن خویش
  9. شمارهٔ ۹ گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
  10. شمارهٔ ۱۰ تا نهان گشت آفتاب خواجگان در زیر خاک
  11. شمارهٔ ۱۱ مال هست از درون دل چون مار
  12. شمارهٔ ۱۲ - در مدح نظامی ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم
  13. شمارهٔ ۱۳ ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
  14. شمارهٔ ۱۴ - در رثای امیر معزی گر تیر فلک داد کلاهی به معزی
  15. شمارهٔ ۱۵ - در مذمت دنیا گنده پیریست تیره روی جهان
  16. شمارهٔ ۱۶ قدر مردم سفر پدید آرد
  17. شمارهٔ ۱۷ عرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهت
  18. شمارهٔ ۱۸ آن تو کوری نه جهان تاریکست
  19. شمارهٔ ۱۹ - در هجای علی سه بوسش پیش ازین گفتم سه بوسش را همی
  20. شمارهٔ ۲۰ - در مذمت بخیلی گوید دیگ خواجه ز گوشت دوشیزه‌ست
  21. شمارهٔ ۲۱ - در رثای منصور سعید خواجه منصور بپژمرد ز مرگ
  22. شمارهٔ ۲۲ ای جود تو ز لذت بخشش سوال جوی
  23. شمارهٔ ۲۳ به مادرم گفتم ای بد مهر مادر
  24. شمارهٔ ۲۴ هر جا که روضه‌ایست وردیست
  25. شمارهٔ ۲۵ به همه وقت دلیری نکنند
  26. شمارهٔ ۲۶ - شکایت از روزگار ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد
  27. شمارهٔ ۲۷ جان من خیز و جام باده بیار
  28. شمارهٔ ۲۸ برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت
  29. شمارهٔ ۲۹ پسر هند اگر چه خال منست
  30. شمارهٔ ۳۰ ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیست
  31. شمارهٔ ۳۱ زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ ای سنایی خواجگی با عشق جانان شرط نیست
  33. شمارهٔ ۳۳ هر که در خطهٔ مسلمانیست
  34. شمارهٔ ۳۴ آمد آن حور و دست من بربست
  35. شمارهٔ ۳۵ آمد آن رگ زن مسیح پرست
  36. شمارهٔ ۳۶ مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفت
  37. شمارهٔ ۳۷ - در توحید ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
  38. شمارهٔ ۳۸ ای شده پیر و عاجز و فرتوت
  39. شمارهٔ ۳۹ - در ذم مردم بلخ از بس غر و غر زن که به بلخند ادیبانش
  40. شمارهٔ ۴۰ ای دل نیک مذهب و منهاج
  41. شمارهٔ ۴۱ گفتی که بترسد ز همه خلق سنایی
  42. شمارهٔ ۴۲ - در رثای امیر معزی تا چند معزای معزی که خدایش
  43. شمارهٔ ۴۳ بی‌طمع باش اگر همی خواهی
  44. شمارهٔ ۴۴ یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد
  45. شمارهٔ ۴۵ گرچه شمشیر حیدر کرار
  46. شمارهٔ ۴۶ من نگویم که قاسم‌الارزاق
  47. شمارهٔ ۴۷ مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
  48. شمارهٔ ۴۸ خواجه در غم من ار گفت که چون بی‌خردان
  49. شمارهٔ ۴۹ چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
  50. شمارهٔ ۵۰ سرشگی کز غم معشوق بارم
  51. شمارهٔ ۵۱ ای که از بهر خدمت در تو
  52. شمارهٔ ۵۲ ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز
  53. شمارهٔ ۵۳ چون ز بد گوی من سخن شنوی
  54. شمارهٔ ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخی روح مجرد شد خواجه زکی
  55. شمارهٔ ۵۵ صدر اسلام زنده گشت و نمرد
  56. شمارهٔ ۵۶ به گرمای تموز از سرد سوزش
  57. شمارهٔ ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان ای عمیدی که باز غزنین را
  58. شمارهٔ ۵۸ شکر ایزد را که تا من بوده‌ام
  59. شمارهٔ ۵۹ آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
  60. شمارهٔ ۶۰ آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد

متن اشعار به نقل از گنجور.