پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۱

ای که از بهر خدمت در تو

بست دولت میان و کام گذارد

پیش از آن کم زمانه آش کند

فضل کن سیدی فرست آن آرد

هر که از دیدن تو خرم نیست

باد در گوش گیر و در دل کارد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۳چون ز بد گوی من سخن شنوی
  2. شمارهٔ ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخیروح مجرد شد خواجه زکی
  3. شمارهٔ ۵۵صدر اسلام زنده گشت و نمرد
  4. شمارهٔ ۵۶به گرمای تموز از سرد سوزش
  5. شمارهٔ ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمانای عمیدی که باز غزنین را
  6. شمارهٔ ۵۸ شکر ایزد را که تا من بوده‌ام
  7. شمارهٔ ۵۹آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
  8. شمارهٔ ۶۰آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.