پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۵

صدر اسلام زنده گشت و نمرد

گرچه صورت به خاک تیره سپرد

در جهان بزرگ ساخت مکان

هم بخردان گذاشت عالم خرد

پس تو گویی که مرثیت گویش

زنده را مرثیت که یارد برد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمانای عمیدی که باز غزنین را
  2. شمارهٔ ۵۸ شکر ایزد را که تا من بوده‌ام
  3. شمارهٔ ۵۹آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
  4. شمارهٔ ۶۰آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
  5. شمارهٔ ۶۱با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
  6. شمارهٔ ۶۲ - در جواب هجای یکی از معاندانسرخ گویی همیشه غر باشد
  7. شمارهٔ ۶۳هیچ کس نیست کز برای سه دال
  8. شمارهٔ ۶۴از جواب و سوال ما دانی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.