پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۶

به گرمای تموز از سرد سوزش

صد و پنجه مسافر خشک بفشرد

رهی رفت و غلام برده برده

زهی قسمت رهی و ژاله شاکرد

زه ای پستت بمانده ماه بهمن

زهی زنگی زن کیسه کج افسرد

ای شده خاک در تواضع و حلم

زیر پای که و مه و زن و مرد

آز ما گرسنه‌ست سیرش کن

کار را خاک سیر داند کرد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۸ شکر ایزد را که تا من بوده‌ام
  2. شمارهٔ ۵۹آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
  3. شمارهٔ ۶۰آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
  4. شمارهٔ ۶۱با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
  5. شمارهٔ ۶۲ - در جواب هجای یکی از معاندانسرخ گویی همیشه غر باشد
  6. شمارهٔ ۶۳هیچ کس نیست کز برای سه دال
  7. شمارهٔ ۶۴از جواب و سوال ما دانی
  8. شمارهٔ ۶۵چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.