پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۸

شکر ایزد را که تا من بوده‌ام

حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد

هیچ خلق از من شبی غمگین نخفت

هیچ کس روزی ز من خشمی نخورد

از طمع هرگز ندادم پشت خم

وز حسد هرگز نکردم روی زرد

نیستم آزاد مرد ار کرده‌ام

یا کنم من قصد هیچ آزاد مرد

با سلامت قانعم در گوشه‌ای

خالی از غش فارغ از ننگ و نبرد

چند چیزک دوست دارم زین جهان

چون گذشتی زین حدیث اندر نورد

جامهٔ نو جای خرم بوی خوش

روی خوب و کتب حکمت تخت نرد

یار نیک و بانگ رود و جام می

دیگ چرب و نان گرم آب سرد

برنگردم زین سخن تا زنده‌ام

گر خرد داری تو زین هم بر نگرد

گرد غم بنشان به می خوردن ز عمر

پیش از آن کز تو برآرد چرخ گرد

نسیه را بر نقد مگزین و بکوش

تا نباشی یک زمان از عیش فرد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۶۰آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
  2. شمارهٔ ۶۱با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
  3. شمارهٔ ۶۲ - در جواب هجای یکی از معاندانسرخ گویی همیشه غر باشد
  4. شمارهٔ ۶۳هیچ کس نیست کز برای سه دال
  5. شمارهٔ ۶۴از جواب و سوال ما دانی
  6. شمارهٔ ۶۵چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم
  7. شمارهٔ ۶۶خواجگانی که اندرین حضرت
  8. شمارهٔ ۶۷دل منه با زنان از آنکه زنان
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.