پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۷

مرا به غزنین بسیار دوستان بودند

به نامه‌ای ز من آن قوم را نیامد یاد

مگر که جمله بمردند و نیز شاید بود

خدای عزوجل جمله را بیامرزاد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۹چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
  2. شمارهٔ ۵۰سرشگی کز غم معشوق بارم
  3. شمارهٔ ۵۱ای که از بهر خدمت در تو
  4. شمارهٔ ۵۲ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز
  5. شمارهٔ ۵۳چون ز بد گوی من سخن شنوی
  6. شمارهٔ ۵۴ - در رثای زکی الدین بلخیروح مجرد شد خواجه زکی
  7. شمارهٔ ۵۵صدر اسلام زنده گشت و نمرد
  8. شمارهٔ ۵۶به گرمای تموز از سرد سوزش
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.