پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲ - در مدح نظامی

ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم

صدر چرخ ثانی از فضل تو پندارم قصب

کوکب معنی تو در سیر آوری بر چرخ طبع

وانگه از نوک قصب روز اندر آمیزی به شب

در یکی بیتت معانی روشنی دارد چنانک

صد هزاران آفتاب روشن اندر یک ذنب

شعر تو ناگفته مانند عروس پردگیست

تن نهان در پرده و رخسار در زیر قصب

خاطر و وهم تو چون از پرده بیرون خواندش

خازن رایت ز گنج معرفت آرد سلب

چون به تخت حکمتت بر، جلوه کردی صورتش

دیده داران خرد را لعبتی باشد عجب

شاید ار سلطان همی خواند نظامی مر ترا

چون منظم کرده‌ای هر پنج حس را از ادب

آنکه در هر فن ز دانش ره برد با طبع شعر

جای انصافست اگر باشد نظام او را لقب

قاصد حلم تو از روحانیان دارد نژاد

تا برید حلمت از یونانیان دارد نسب

مدح پاک تو سبب شد مر سنایی را چنانک

مر روان پاک را شد علت اولا سبب

مهترا کهتر که باشد چون تو آیی در خطاب

زان زبان در فروش و خاطر گوهر طلب

پیشت آوردن سخن ترک ادب کردن بود

زشت باشد تازی بغداد بردن در عرب

پرده‌دار عیب کار چاکرت کن خلق خوش

چون دهان را پرده‌دار عیب دندانست و لب

تا بود عقل از ره دانش‌پرستان اصل غم

تا بود جان از پی بی‌دانشان اصل طرب

شخص تو باد از طرب چون تندرستان از غذا

روی بدخواهت ز غم چون روی بیماران ز تب

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴ - در رثای امیر معزیگر تیر فلک داد کلاهی به معزی
  2. شمارهٔ ۱۵ - در مذمت دنیاگنده پیریست تیره روی جهان
  3. شمارهٔ ۱۶قدر مردم سفر پدید آرد
  4. شمارهٔ ۱۷عرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهت
  5. شمارهٔ ۱۸آن تو کوری نه جهان تاریکست
  6. شمارهٔ ۱۹ - در هجای علی سه بوسشپیش ازین گفتم سه بوسش را همی
  7. شمارهٔ ۲۰ - در مذمت بخیلی گویددیگ خواجه ز گوشت دوشیزه‌ست
  8. شمارهٔ ۲۱ - در رثای منصور سعیدخواجه منصور بپژمرد ز مرگ
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.