پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۳

ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم

همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات

هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت

کرده‌ام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات

بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها

از زکات شعر گیرم تا مگر یابم نجات

باز گفتم کابلهی باشد که در دیوان شرع

چون مجرد باشد از زر نیست بر گوهر زکات

تا بیابی گر بخواهی از برای حج و غزو

در مناسک حکم حج واندر سیر رسم غزات

دشمن جاه تو بادا پی سپر همچون منا

حاسد صدر تو بادا سرنگون همچون منات

تا بدان روزی که قاضی خلق باشد پادشا

در جهان دین تو باشی مفتی و اقضی القضات

باد صد چندین ترا عمر ای فتی تا از سخات

این امید از تو وفا گردد مرا پیش از وفات

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - در مذمت دنیاگنده پیریست تیره روی جهان
  2. شمارهٔ ۱۶قدر مردم سفر پدید آرد
  3. شمارهٔ ۱۷عرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهت
  4. شمارهٔ ۱۸آن تو کوری نه جهان تاریکست
  5. شمارهٔ ۱۹ - در هجای علی سه بوسشپیش ازین گفتم سه بوسش را همی
  6. شمارهٔ ۲۰ - در مذمت بخیلی گویددیگ خواجه ز گوشت دوشیزه‌ست
  7. شمارهٔ ۲۱ - در رثای منصور سعیدخواجه منصور بپژمرد ز مرگ
  8. شمارهٔ ۲۲ای جود تو ز لذت بخشش سوال جوی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.