پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۳

هر که در خطهٔ مسلمانیست

متلاشی چو نفس حیوانیست

هر که عیسی‌ست او ز مریم زاد

هر که او یوسفست کنعانیست

فرق باشد میان لام و الف

این چه آشوب و حشو و لامانیست

چه گرانی کنی ز کافهٔ کاف

این گرانی ز بهر ارزانیست

تن خود را عمارتی فرمای

کاین عمارت نصیب دهقانیست

تا سنایی ز خاک سر بر زد

در خراسان همه تن آسانیست

فتنهٔ روزگار او شده‌اند

گر عراقی و گر خراسانیست

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۵آمد آن رگ زن مسیح پرست
  2. شمارهٔ ۳۶مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفت
  3. شمارهٔ ۳۷ - در توحیدای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
  4. شمارهٔ ۳۸ای شده پیر و عاجز و فرتوت
  5. شمارهٔ ۳۹ - در ذم مردم بلخاز بس غر و غر زن که به بلخند ادیبانش
  6. شمارهٔ ۴۰ای دل نیک مذهب و منهاج
  7. شمارهٔ ۴۱گفتی که بترسد ز همه خلق سنایی
  8. شمارهٔ ۴۲ - در رثای امیر معزیتا چند معزای معزی که خدایش
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.