پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۰

ای دل نیک مذهب و منهاج

به تو اسرار هر دلی محتاج

بر فلکها به کشف ماه ترا

از حقیقت منازل و ابراج

مبطلم گشت از حقیقت حق

در ظهور نمایش معراج

متواریست وقت شاد مباش

ایمن از قبض و مکر و استدراج

بر گذرگاه باز روز شکار

آمن از قبض کی بود دراج

روز روشن منورست ولیک

در پی اوست ظلمت شب داج

یاد کن ای سنایی از اول

گرچه بر بد ترا نهاد مزاج

آخر تست جیفهٔ مطروح

اول تست نطفهٔ امشاج

گر هوایی مطهری ز صفات

ور خرابی مسلمی ز خراج

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۲ - در رثای امیر معزیتا چند معزای معزی که خدایش
  2. شمارهٔ ۴۳بی‌طمع باش اگر همی خواهی
  3. شمارهٔ ۴۴یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد
  4. شمارهٔ ۴۵گرچه شمشیر حیدر کرار
  5. شمارهٔ ۴۶من نگویم که قاسم‌الارزاق
  6. شمارهٔ ۴۷مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
  7. شمارهٔ ۴۸خواجه در غم من ار گفت که چون بی‌خردان
  8. شمارهٔ ۴۹چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.