پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۲ - در رثای امیر معزی

تا چند معزای معزی که خدایش

زینجا به فلک برد و قبای ملکی داد

چون تیر فلک بود قرینش به رهاورد

پیکان ملک برد و به تیر فلکی داد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۴یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد
  2. شمارهٔ ۴۵گرچه شمشیر حیدر کرار
  3. شمارهٔ ۴۶من نگویم که قاسم‌الارزاق
  4. شمارهٔ ۴۷مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
  5. شمارهٔ ۴۸خواجه در غم من ار گفت که چون بی‌خردان
  6. شمارهٔ ۴۹چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
  7. شمارهٔ ۵۰سرشگی کز غم معشوق بارم
  8. شمارهٔ ۵۱ای که از بهر خدمت در تو
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.