پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۴

یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باد

دادیم و هیچ گه نشدیم از زمانه شاد

از گشت آسمان و ز تقدیر ایزدی

بر کس چنین نباشد و بر کس چنین مباد

یا روزگار کینه کش از مرد دانشست

یا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۶من نگویم که قاسم‌الارزاق
  2. شمارهٔ ۴۷مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
  3. شمارهٔ ۴۸خواجه در غم من ار گفت که چون بی‌خردان
  4. شمارهٔ ۴۹چه ممسکی که ز جود تو قطره‌ای نچکد
  5. شمارهٔ ۵۰سرشگی کز غم معشوق بارم
  6. شمارهٔ ۵۱ای که از بهر خدمت در تو
  7. شمارهٔ ۵۲ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز
  8. شمارهٔ ۵۳چون ز بد گوی من سخن شنوی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.