پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲۸

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت

بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت

بس کس که به زردشت نگروید و کنون باز

ناکام کند روی سوی قبلهٔ زردشت

بس سرد نپایم که مرا آتش هجران

آتشکده کرد این دل و این دیده چو چرخشت

گر دست نهم بر دل از سوختن دل

انگشت شود بی‌شک در دست من انگشت

ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از زلف تو یک مشت

آنکس که ترا کشت، ترا کشت و مرا زاد

و آنکس که مرا زاد مرا زاد و ترا کشت

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیست
  2. شمارهٔ ۳۱زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست
  3. شمارهٔ ۳۲ای سنایی خواجگی با عشق جانان شرط نیست
  4. شمارهٔ ۳۳هر که در خطهٔ مسلمانیست
  5. شمارهٔ ۳۴آمد آن حور و دست من بربست
  6. شمارهٔ ۳۵آمد آن رگ زن مسیح پرست
  7. شمارهٔ ۳۶مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفت
  8. شمارهٔ ۳۷ - در توحیدای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.