فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشت
- شمارهٔ ۶۲ - در جواب هجای یکی از معاندان سرخ گویی همیشه غر باشد
- شمارهٔ ۶۳ هیچ کس نیست کز برای سه دال
- شمارهٔ ۶۴ از جواب و سوال ما دانی
- شمارهٔ ۶۵ چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم
- شمارهٔ ۶۶ خواجگانی که اندرین حضرت
- شمارهٔ ۶۷ دل منه با زنان از آنکه زنان
- شمارهٔ ۶۸ خادمان را ز بهر آن بخرند
- شمارهٔ ۶۹ منشین با بدان که صحبت بد
- شمارهٔ ۷۰ دوستی گفت صبر کن زیراک
- شمارهٔ ۷۱ ای سنایی کسی به جد و به جهد
- شمارهٔ ۷۲ با دلی رفته به استسقا
- شمارهٔ ۷۳ با همه خلق جهان گرچه از آن
- شمارهٔ ۷۴ آخر این آمدنم نزد تو تا چند بود
- شمارهٔ ۷۵ - در هجای «معجزی» شاعر معجزی خود ز معجز ادبار
- شمارهٔ ۷۶ چون خاک باش در همه احوال بردبار
- شمارهٔ ۷۷ دور عالم جز به آخر نامدست از بهر آنک
- شمارهٔ ۷۸ چون تو شدی پیر بلندی مجوی
- شمارهٔ ۷۹ - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستاید زهی سزای محامد محمد بن خطیب
- شمارهٔ ۸۰ ای صدر اجل قوام دولت
- شمارهٔ ۸۱ اگر معمار جاه او نباشد
- شمارهٔ ۸۲ عزیز عمر چنان مگذران که آخر کار
- شمارهٔ ۸۳ با بقای پدر پسر ناید
- شمارهٔ ۸۴ مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید
- شمارهٔ ۸۵ ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان
- شمارهٔ ۸۶ داستان پسر هند مگر نشنیدی
- شمارهٔ ۸۷ اگر رای رحمت شود با دلم
- شمارهٔ ۸۸ چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک
- شمارهٔ ۸۹ کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
- شمارهٔ ۹۰ نمیداند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
- شمارهٔ ۹۱ اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
- شمارهٔ ۹۲ ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
- شمارهٔ ۹۳ کسی را که سر حقیقت عیان شد
- شمارهٔ ۹۴ عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد
- شمارهٔ ۹۵ گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
- شمارهٔ ۹۶ - در رثای زکیالدین بلخی ای برادر زکی بمرد و بشد
- شمارهٔ ۹۷ ای دریغا که روز برنایی
- شمارهٔ ۹۸ این جهان بر مثال مرداریست
- شمارهٔ ۹۹ ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست
- شمارهٔ ۱۰۰ مردمان یک چند از تقوا و دین راندند کار
- شمارهٔ ۱۰۱ زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار
- شمارهٔ ۱۰۲ ای به نزد عاشقان از شاهدی
- شمارهٔ ۱۰۳ هیچ نیکو نبود هرگز بد
- شمارهٔ ۱۰۴ - در صف خانگاه محمد منصور واقع در سرخس که وی در آن داروخانه و کتابخانه برای فقرا و درویشان بنیاد نهاد لب روح الله ست یا دم صور
- شمارهٔ ۱۰۵ اگر چون زر نخواهی روی عاشق
- شمارهٔ ۱۰۶ ای سنایی به گرد حران گرد
- شمارهٔ ۱۰۷ هر که زین پیش بود امیر سخن
- شمارهٔ ۱۰۸ اگر ریش خواجه ببرند پاک
- شمارهٔ ۱۰۹ ای خداوند قایم قدوس
- شمارهٔ ۱۱۰ چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
- شمارهٔ ۱۱۱ ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش
- شمارهٔ ۱۱۲ - در رثای یکی از بزرگان گوهر روح بود خواجه وزیر
- شمارهٔ ۱۱۳ گر مقصر شدم به خدمت تو
- شمارهٔ ۱۱۴ ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
- شمارهٔ ۱۱۵ ثنا گفتیم ما مر خواجهای را
- شمارهٔ ۱۱۶ ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
- شمارهٔ ۱۱۷ بجهم از بد ایام چنانک
- شمارهٔ ۱۱۸ گفت بر دوخته مرا شعری
- شمارهٔ ۱۱۹ طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
- شمارهٔ ۱۲۰ تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی
متن اشعار به نقل از گنجور.