پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۸

چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک

در جام کینه خوشتر از آب و شکر کشید

گردون زبان عقل مرا قفل برفگند

و ایام چشم بخت مرا میل در کشید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۰نمی‌داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
  2. شمارهٔ ۹۱اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
  3. شمارهٔ ۹۲ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
  4. شمارهٔ ۹۳کسی را که سر حقیقت عیان شد
  5. شمارهٔ ۹۴عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد
  6. شمارهٔ ۹۵گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
  7. شمارهٔ ۹۶ - در رثای زکی‌الدین بلخیای برادر زکی بمرد و بشد
  8. شمارهٔ ۹۷ای دریغا که روز برنایی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.