پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹۴

عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد

سرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد

با قناعت صلح جوید محرم حرمت شود

برگ بی‌برگی به فرق زهره و پروین کشد

دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاست

سینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد

جعفر طیار باید تا به علیین پرد

حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد

هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد

مرد چون صدیق باید تا سم تنین کشد

نور بو یوسف نداری کی رسی در چاه علم

بایزید فقر باید فاقهٔ ماتین کشد

از سعادتها سنایی در سرخس افگند رخت

شکر این از شور بختی محنت غزنین کشد

برگ بی‌برگی نداری گرد آن درگه مگرد

چشم هر نامحرمی کی بار نقش چین کشد

چند ازین دعوی بی‌معنی بی‌برهان تو

مدعی فردا به محشر رخت زی سجین کشد

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۶ - در رثای زکی‌الدین بلخیای برادر زکی بمرد و بشد
  2. شمارهٔ ۹۷ای دریغا که روز برنایی
  3. شمارهٔ ۹۸این جهان بر مثال مرداریست
  4. شمارهٔ ۹۹ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۰مردمان یک چند از تقوا و دین راندند کار
  6. شمارهٔ ۱۰۱زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار
  7. شمارهٔ ۱۰۲ای به نزد عاشقان از شاهدی
  8. شمارهٔ ۱۰۳هیچ نیکو نبود هرگز بد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.