پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۱

زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار

زن نخواهد هیچ مردی تا بمیرد هوشیار

گر امیر شهوتی باری کنیزک خر به زر

سرو قد و ماهروی و سیم ساق و گلعذار

تا مراد تو بود با او بزن بر سنگ سیم

ور مزاج او بدل گردد بود زر عیار

آنقدر دانی که برخیزد کسی از بامداد

روی مال خویشتن بیند که روی وام‌دار

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۳هیچ نیکو نبود هرگز بد
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - در صف خانگاه محمد منصور واقع در سرخس که وی در آن داروخانه و کتابخانه برای فقرا و درویشان بنیاد نهادلب روح الله ست یا دم صور
  3. شمارهٔ ۱۰۵اگر چون زر نخواهی روی عاشق
  4. شمارهٔ ۱۰۶ای سنایی به گرد حران گرد
  5. شمارهٔ ۱۰۷هر که زین پیش بود امیر سخن
  6. شمارهٔ ۱۰۸اگر ریش خواجه ببرند پاک
  7. شمارهٔ ۱۰۹ای خداوند قایم قدوس
  8. شمارهٔ ۱۱۰چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.