پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۷

هر که زین پیش بود امیر سخن

از امیر سخا شدند عزیز

تو همه روز گرد آن گردی

که به نزدیکشان زرست و پشیز

دستهٔ گل بر کسی چه بری

که فروشد به کویها گشنیز

پیرهن زان طمع مکن که ز حرص

دزدد از جامهٔ پدر تیریز

بهر دهلیزبان چگویی شعر

که بمانی چو کفش در دهلیز

بوسه بر لب دهی شکر یابی

بوسه بر کون دهی چه یابی تیز

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ای خداوند قایم قدوس
  2. شمارهٔ ۱۱۰چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
  3. شمارهٔ ۱۱۱ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - در رثای یکی از بزرگانگوهر روح بود خواجه وزیر
  5. شمارهٔ ۱۱۳گر مقصر شدم به خدمت تو
  6. شمارهٔ ۱۱۴ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
  7. شمارهٔ ۱۱۵ثنا گفتیم ما مر خواجه‌ای را
  8. شمارهٔ ۱۱۶ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.